الشيخ محمد الصادقي الطهراني
109
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
مالَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » « 1 » پيروى از غير علم را حرام شمرده ، و « بَيانٌ لِلنَّاسِ » « 2 » و « قُلْ فَلِلَّهِالْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » « 3 » شريعتِ الهى را همچون آفتابِ درخشان و رسا خوانده است . روايتى هم كه دستآويز تحريمكنندگان ريشتراشى است ، تنها از راه تشبّه به يهود ، كه ريشها را مىتراشيدند و سبيلها را وامىگذاشتند ، آن را حرام كرده ، و اگر هم عنوانِ همانندى و تَشَبُّه برجاى بود ، فقط اينكار را مُحَرَّم مىداشت ، كه اگر هر دو را بتراشى ، يا فقط سبيل را بتراشى و يا هر دو را بگذارى حلال است ، و تنها همانندى به يهوديان حرام بود ، ولى اكنون كه چنان ويژگى براى يهوديان و يا ساير كافران نيست ، و همگان همانند يكديگرند ، تشبّهى هم كه آنرا حرام كند در كار نيست ، در نتيجه تراشيدن ريش به هرگونه كه باشد حرام نخواهد بود . در پايانِ اين مختصر ، كه سيرى اندك در سراسر فقه اسلامى است « 4 » اين تذكر لازم است كه علت اصلى اختلافات در نظرات فقيهان و شرعمداران اسلامى اين است كه قرآن نقش اصلى و حتى حاشيهاى هم در علوم اسلامى و احكامش نداشته ، و احياناً بهگونهاى ناآگاه و يا آگاهانه بر خلاف نصّ يا ظاهرِ روشنِ قرآن فتاوايى صادر كردهاند كه يا به روايت ، شهرت يا اجماع يا ضرورت مذهبى يا اسلامى اكتفا كرده و به قرآن نيز مراجعهاى نكردهاند ، و يا توجيهاتى بر خلاف نصّ يا ظاهر قرآن كردهاند تا موافق آنچه بهدست آوردهاند باشد . با بهانههايى از قبيلِ : قرآن « ظنىالدلالة » است ، و يا فهمش در اختصاص پيمبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام مىباشد ، كه در نتيجه با بهانهى
--> ( 1 ) - سورهى بنىاسرائيل ، آيهى 36 ( 2 ) - سورهى آل عمران ، آيهى 138 . ( 3 ) - سورهى انعام ، آيهى 149 ( 4 ) - فقه مفصل در ده جله فقه قرآنى ، تبصرهالفقها و توضيحالمسايل نوين آمده است